تبليغاتX
نگاه
نگاهی دوباره به مسایل اجتماعی و فرهنگی

      طي چند روز گذشته تصاوير درگيريهاي خياباني پس از اعلام نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري را مي ديدم ، بسيار ناراحت كننده وتاسف بار بود . با خودم فكر مي كردم كه آيا نتيجه آن همه دعوت مردم به شركت گسترده در انتخابات ، دعوت به آرامش ، صحبت از قانون مداري و گردن نهادن بر آراي مردم و... اين بود، يا فقط براي حفظ ظاهر و موجه جلوه دادن بعضي افراد ، منظور اصلي اين ظاهر نمايي ها بوده است ؟ كانديدايي كه قبل از اعلام نتايج مردم را به خويشتن داري ، ‌رعايت اصول دمكراسي ، ‌تبعيت از قانون و همراهي همه جانبه با دولت جديد ( فارغ از اينكه چه كسي راي مي آورد ) دعوت مي كرد ، ‌ناگهان با مشخص شدن نتيجه انتخابات و عدم كسب نتيجه دلخواه ، ‌به يكباره تمام حرف هاي خود را فراموش كرده و چنان به خروش آمد كه حتي سخنان مقام معظم رهبري هم هنوز نتوانسته وي را قانع كند به اينكه مطالبات خود را از طريق مجاري قانوني پيگيري نمايد .

      واقعا كسي كه نمي تواند از طريق استدلال منطقي واقدامات قانوني مشكل به وجود آمده را ( به فرض اينكه اساسا مشكلي هست يا نه ) از طريق مراجع قانوني حل و فصل نمايد ، چگونه از اين شخص انتظار مي رود كه بتواند از منافع كشور در مجامع بين المللي و در چارچوب هاي قانوني دفاع نمايد ؟ آيا حضور در خيابان ها و تعدي به حقوق شهروندان تنها راه رسيدن به خواسته هايمان است ؟ از كسي كه حتي قبل از شمارش آراء با گفتن اين جمله كه برنده اين انتخابات من هستم و هر كسي غير از من راي بياورد مطمئنا در انتخابات تقلب شده است ، انتظاري جز اين مسايل بوجود آمده را مي توان داشت ؟

      آيا كانديداهاي ديگر نيز كه در اين انتخابات راي قابل پيش بيني خود را كسب نكرده اند ،‌ حق دارند كه طرفداران خود را به خيابان ها فرا بخوانند تا از اين طريق احقاق حق نمايند ؟!!! آيا نمي شد تا بعد از مشخص شدن نتيجه اعتراضات  قانوني صبر كرد و در صورت قانع نشدن ، راه هاي ديگري را جستجوكرد ؟ زيرا اگر در اين شرايط فراخواني مردم به خيابان ها و اعتراض آنها ، ‌به صورت آرام و بدون خشونت هم باشد ، گروه هايي كه دنبال فرصت براي نا امن كردن فضاي كشور هستند ، از اختلافات به وجود آمده نهايت استفاده را مي كنند و با ايجاد در گيري  و خشونت كه نمونه هاي آن را در سطح شهر مشاهده مي كنيم ، كشور را به سوي اغتشاش ، نا امني و در نتيجه بي اعتمادي مردم نسبت به دولت و مسولان سوق مي دهند . اين در حالي است كه اين فضا را با بي تدبيري به راحتي در اختيار آنان قرار داده ايم وعجيب تر اينكه بر انجام آن اشتباهات هنوز هم خواسته يا ناخواسته اصرار ورزيده ميشود ، غافل از اين كه در آخر دود اين تصميمات اشتباه گرفته شده به چشم همه ملت خواهد رفت .

      بنابراين لازم است با آينده نگري كامل و در فضايي آرام و به دور از هرگونه هياهو ،‌ در كنار يكديگر نسبت به رفع سوءتفاهمات ايجاد شده ، ‌با هدف ساختن كشوري مقتدر وپيشرفته در تمام زمينه ها بكوشيم .

نوشته شده توسط حمید عسگری در ساعت 10:35 | لینک  | 

      فضاي حاكم برانتخابات دهمين دوره رياست  جمهوري ، كاملا متفاوت با دوره هاي قبلي است . فضا و شرايطي كه كشور تا كنون آن را تجربه نكرده است . حساسيت بيش از حد مردم بخصوص طرفداران كانديداهاي حاضر در اين دوره از انتخابات ، كشور را در آستانه يك جهش قرار داده است . يك جهش بزرگ كه مي تواند در زمينه هاي فكري ، آزادي بيان ، سطح توقعات ، حساسيت به مسايل داخلي كشور ، و....صورت گيرد . شايد برگزاري مناظره تلويزيوني بين كانديداها يكي ازعوامل موثر در اين دگرگوني باشد كه در آن نظرات و ديدگاههاي آنان بسيار صريح ، شفاف و گاهي هم همراه با پرده دري و هتاكي بيان شد . اين مسئله باعث بالا رفتن سطح توقعات مردم از رييس دولت دوره دهم  و هم چنين حساسيت نسبت به اين دوره از انتخابات شده است .

      بعضي از كانديداها طوري حرف مي زنند و وعده مي دهند كه اين شبهه را در اذهان مردم بوجود آورده اند كه پس از به قدرت رسيدن در كوتاه ترين زمان مي توانند مشكلات كنوني دولت ( البته به زعم خود) را در زمينه هاي اقتصادي ، بيكاري ، سياست داخلي  و خارجي ، امنيت ملي و....از پيش راه بردارند .

      بايد به اين مسئله نيز انديشيد كه مطمئنا مجموعه وعده هاي داده شده به مردم در طول مبارزات انتخاباتي ، بخصوص از طرف يكي دو كانديداي حاضر در انتخابات كه شايد تا حدودي برآورده كردن آنها در عمل بسيار مشكل و دور از دسترس باشد ، به نحوي است كه رييس جديد دولت بعدي (هر كه مي خواهد باشد) در مواجهه با افكار عمومي و وعده هاي بسيار زياد داده شده تحت فشار شديدي قرار گرفته و با مشكلات بسيار جدي مواجه خواهد شد .

      از طرفي اين شور و شعف مردم و حضور آنان در سطح شهر در حمايت از كانديداي مورد نظر مي تواند به مثابه يك شمشير دو لبه عمل نمايد . به طوريكه اين حساسيت ها و جانب داري ها اگر كنترل شده نباشد و در راه صحيح هدايت نشود مي تواند به درگيري هاي خياباني بين طرفداران كانديداها و در نهايت به هرج و مرج در جامعه بيانجامد ، ولي اگر در مسير صحيح هدايت شود و هر چيز در جاي خودش قرار گيرد باعث رشد سياسي جامعه و پيروزي قاطع ملت ايران در اين آزمون بزرگ خواهد شد . كما اينكه بايد توجه داشت دامن زدن به اختلافات داخلي و بعضا تسويه حساب هاي شخصي ، باعث بروز اغتشاشات ، به خطر افتادن امنيت ملي كشور و نفوذ بيگانگان و در نتيجه دخالت آنان در امور اجرايي مملكت مي گردد .

      در اين بين چيزي كه به راحتي قابل پيش بيني است ، براي اولين بار در تاريخ كشور شاهد جشن هاي طرفداران كانديداي پيروز اين انتخابات در خيابانها خواهيم بود . اما همانطور كه قبلا گفته شد نوع برخورد با اين پديده مهم است كه بايد مراقب بود اين جشن ها با دخالت هاي بعضي عوامل داخلي و يا خارجي به خشونت و درگيري كشيده نشود .

      كاش كانديداهاي حاضر در اين دوره انتخاباتي كمي واقع بينانه تر و مطابق با واقعيت ها شعارها و وعده هاي انتخاباتي خود را مطرح مي كردند تا ضمن رعايت حد تعادل ، از بروز مشكلات احتمالي نيز جلوگيري مي كردند .

      در هر صورت بر همه آحاد ملت است كه با درك صحيح از وضعيت كشور ، پس از پايان انتخابات و مشخص شدن شخص رييس جمهور ، با همدلي و عزم راسخ ، با كنار گذاشتن اختلاف نظرها و با حمايت همه جانبه از دولت ، در پيشبرد اهداف عاليه نظام مقدس جمهوري اسلامي بكوشند .

نوشته شده توسط حمید عسگری در ساعت 18:9 | لینک  | 

      الان ديگه بانو سوسانو را همه افراد جامعه مي شناسند ، فرمانده جومونگ نيز پايگاه خودشو در كشور ما تثبيت كرده است . كليه حركات ، رفتار ، برخوردها و طرز فكر آنان براي بيننده هاي مجموعه افسانه جومونگ جذاب است . چه بسا اگر طي فراخواني اعلام شود كه فرمانده جومونگ براي جنگ با" تسو" نياز به جنگجويان داوطلب دارد ، نفرات زيادي براي كمك به جومونگ وگروه دامول ثبت نام كند تا عازم كره جنوبي شوند!! رييس بوپالمو ، بانو يوميول ، يونگ پو، بانو مائورين ، ارباب يوون تابال و.....از ديگر اسامي هستند كه اگر براي كسي چند بار هم تكرار كني نه تنها به راحتي متوجه تلفظ آن نميشود، بلكه حفظ كردن اين اسامي هم به راحتي امكان پذير نخواهد بود ، اما مي بينيم كه اين اسامي به راحتي حتي توسط كوكان نيز مورد استفاده قرار مي گيرد . در حالي كه اين فرهنگ وآداب ورسوم كشور كره جنوبي است كه به همين راحتي در كشور ما رسوخ كرده  وداراي جايگاه ويژه اي شده است .

      سريال ها ي امپراطور درياها ، جواهري در قصر(يانگوم) ، افسانه جومونگ و....از ديگر تجربه هاي موفق كره در شناساندن سابقه تاريخي فرهنگ و تمدن كشورشان دربين ديگر جوامع بوده است .نقطه مقابل آن ، كشور ماست كه با آن غناي فرهنگي وتمدن چندين هزار ساله هنوز اندر خم يك كوچه است ،  به نحوي كه ما هنوز حتي از انتقال ارزش ها و دستاوردهاي دوران هشت سال دفاع مقدس كه نقطه عطفي در تاريخ كشور به حساب مي آيد به قشر نوجوانان و جوانان كشور خودمان عاجزيم چه رسد به معرفي وشناساندن فرهنگ وتمدن غني كشور به ديگر جوامع .

      در حال حاضر كه تبليغات سوء رسانه هاي غربي براي مخدوش نشان دادن چهره كشورمان به حداكثر رسيده است و با ساخت وپخش فيلم هايي مثل 300 سعي دارند چهره اي منفي از كشورمان به تصوير بكشند ، بر مسولان كشور است كه با آگاهي و درك درست از موقعيت ايجاد شده با اين ترفند ها مقابله كنند .

      چطور كشوري مثل كره با ساخت فيلم ها وسريال هاي مختلف و به كارگيري مولفه هاي جذاب وتماشاگر پسند، بخشي از تاريخ فرهنگ ، هنر و سنت هاي خود را به خوبي روايت مي كنند ، اما ما بدون توجه به اين مقوله و با استفاده از روش هاي غير معمول در صدد مقابله با اين جنگ تبليغاتي هستيم .در حاليكه با استفاده از ذائقه مردم و سرمايه گذاري در زمينه ساخت فيلم هاي پر محتوا و قوي از لحاظ فيلم نامه ، كارگرداني ، جلوه هاي ويژه  و به كارگيري مولفه هاي جذاب و تماشاگر پسند در قالب داستان هايي مثل خسرو و شيرين ، ليلي و مجنون و.... مي توانيم علاوه بر نشان دادن چهره مثبت كشور و ارائه انديشه هاي صلح آميزمان ، تاريخ وفرهنگ پربار كشورمان را جهانيان بشناسانيم .مطمئنا از اين طريق راحت تر مي توانیم زمينه را براي برقراري ارتباطات موثرتر با جامعه جهاني ومعرفي توانمندي هايمان فراهم كنیم .

نوشته شده توسط حمید عسگری در ساعت 18:4 | لینک  | 

      در طي چند روز گذشته صفحات روزنامه ها ي ورزشي را كه ورق ميزدم سرشارازهياهو ، جار و جنجال ، درگيري بازيكن با مربي ، درگيري مربي با خبر نگار ، بازيكن با مديرعامل و....بود . سرگيجه مي گيرم كه در حيطه ورزش اين مملكت چه خبراست ؟ چرا همه به جان هم افتاده اند ؟‌ در اين وانفسا دنبال چه چيزي هستند ؟ در اين گير و دار هم باب صدور بيانيه بر عليه يكديگر در رسانه ها باز شده  و تازه ترين آن هم بيانيه محمد مايلي كهن بر عليه امير قلعه نوعي است كه حرف و حديث بسياري را به وجود آورده است .

      خيلي از مسولين و اساتيد از ادبيات و عدم خويشتن داري مايلي كهن خرده گرفته و به نصيحت كردن وي پرداخته اند .! واقعا نمي دانم اگر اين آقايان به جاي مايلي كهن در ورزشگاه و در حضور فرزند خود انواع واقسام فحش هاي ركيك و توهين ها را به خانواده خود مي شنيدند ، ‌آيا بازهم سخن از خويشتن داري مي كردند يانه ؟ صحبت از تاييد اقدام مايلي كهن نيست ، بلكه نفس انجام كار و توهين كردن هاي مداوم در ورزشگاه هاي سراسر كشور است ، كه اين هم نتيجه اقدامات روبنايي انجام شده و نشده فرهنگي در جامعه است كه تا كنون نيز راه حلي براي مقابله با اين معضل پيدا نشده است .سوال اين جاست كه آيا بهترين تماشاگران دنيا ! كه به زعم آقايان مبري از هرگونه اتهامي مي باشند ، همين ها هستند كه در ورزشگاه ها به بهانه طرفداري كردن از تيم ها و بازيكنان محبوبشان ، حيثيت و ناموس افراد را به راحتي مورد توهين قرار مي دهند ؟ جالب اين جاست كه عمل زشت و قبيح تماشاگران در هتك حرمت افراد كه از تلويزيون به صورت زنده پخش شد وتوسط ميليونها بيننده مشاهده شد ،‌ در پس سه چهار كلمه نامانوس در عرف جامعه كاملا محو شد و كمترين توجهي به آن نگرديد .

      به نظر مي رسد كه سر منشا اين گونه حركات را بايد اول در جامعه و الگوهاي رفتاري شهروندان وسپس در طرز رفتارآنان  جستجو كنيم . كساني كه حرف از انجام فعاليت هاي فرهنگي در ورزشگاه ها مي زنند و تماشاگران را از تماشاگرنماها جدا مي دانند، از اين نكته غافل هستند كه هر گونه فرهنگ سازي و آموزش هاي رفتاري بايد ابتدا از بطن جامعه آغاز شود وسپس در تمام شئونات رفتاري شهروندان به منصه ظهور برسد . آيا تماشاگران فوتبال در كشورهايي مثل كره جنوبي ، ژاپن و يا حتي كشورهاي عربي و....كه فقط به تشويق تيم و بازيكنان خود مي پردازند وكوچكترين توهيني به تيم حريف نمي كنند ، آموزش هاي جدا گانه اي را براي حضور در ورزشگاه ديده اند ، ‌يا رفتار آنان دقيقا نشات گرفته از فرهنگ غالب در كشورشان است ؟ آيا طرفداران تيم فوتبال كره جنوبي كه براي تشويق تيم كشورشان در ورزشگاه آزادي  تهران حضور پيدا كردند وبعد از پايان بازي اقدام به جمع آوري زباله هاي ريخته شده در قسمت خودشان كردند ، آموزش هاي جداگانه اي در اين زمينه ديده بودند ؟ در حالي كه تماشاگران ايراني انبوهي از زباله هاي خود را برجاي گذاشته و ورزشگاه را ترك كردند .!!

      نه آقايان !! ما اگر انتظار رفتارهاي درست را از شهروندان داريم بايد فرهنگ عمومي كشور شامل احترام به قوانين ، رعايت حقوق شهروندي ،مثبت انديشي ، حس نوع دوستي ، رعايت عدل وانصاف و....را تقويت كرده و گسترش دهيم تا در مواقع لزوم رفتارهاي صحيح را از آنان شاهد باشيم . فراموش نكنيم كه مسولين و مديران حاضر هم  در داخل اين فرهنگ رشد كرده و پرورش يافته اند . بنابراين تا اقدامات اساسي و زیر بنایی که نیاز به برنامه ریزی بلندمدت دارد در اين زمينه صورت نگيرد ،‌هم چنان شاهد تبديل گروهبان قندلي ها به گنده باقالي ها در جامعه خواهيم بود .

نوشته شده توسط حمید عسگری در ساعت 17:36 | لینک  | 

      يكي از دوستان تعريف مي كرد كه در ايام تعطيلات عيد نوروز يك نفر از خدا بي خبر پلاك و چرخ عقب موتور سيكلتش رو كه در پاركينگ آپارتمانش پارك كرده بود ، به سرقت برده . البته قبلا چندين بارنيز بنزين ديگر موتورها و اتومبيل هاي پارك شده در پاركينگ ساختمان را برده بودند . دراين كه جناب سارق يا سارقين محترم ! با توجه به وضعيت سهميه بندي بنزين و نياز مبرم به اين مايع حياتي! دست به چنين كارهايي بزنند ، خيلي دور از ذهن نيست ، ولي نكته مهمي كه مي تواند قابل تامل باشد ماجراي پس از آن ، يعني مراجعه مال باخته به نيروي انتظامي محل براي اعلام سرقت است .

       اين دوست عزيز بعد از مراجعه چندين باره  به آن مركزو دادسرا براي تعيين تكليف پلاك سرقت شده موتورسيكلتش ، در مراجعه آخر به نيروي انتظامي و درخواست پيگيري ماجراي سرقت ها از آپارتمان كه امنيت ساكنان را نيز به مخاطره انداخته است ، از جواب معاون محترم نيروي انتظامي محل حيرت زده شده بود . چرا كه ايشان در پاسخ به درخواست دوست بنده كه گفته بود اين سرقت ها ادامه دار است واز بنزين ، پلاك و چرخ موتورسيكلت و ماشين  شروع شده و اگر جلوي آن از همين جا گرفته نشود به وسايل با ارزش ترهم  خواهد رسيد ،‌اظهار داشته : اين مساله را نه پيگيري كن و نه دنبالش باش . براي پلاك موتورت نامه ميدهيم برو دادسرا وكارهايش را انجام بده ، چرخ عقب موتور هم با مبلغ بيست هزار تومان قابل تهيه است ،‌ برو دنبال دردسر نباش !! بالاخره پس از اصرار اين دوست مال باخته كه از قضا مدير ساختمان هم هست و  خواهان اعزام نيرو به ساختمان و انجام مراحل بازپرسي جهت روشن شدن قضيه سرقت ها بوده است به ايشان گفته شده كه نيرو مي فرستيم  اما اگر بعد از آن در محل چند نفري به تو حمله كردند و مورد ضرب وشتم قرار گرفتي گله وشكايت نكني ها !!!

      پس از شنيدن اين ماجرا با خودم فكر كردم كه واقعا در نيروي انتظامي ما چه مي گذرد ؟ چه كساني در راس كار هستند كه به همين راحتي از خودشان سلب مسوليت كرده و حاضر به جواب گويي وبر طرف كردن مشكلات مردم نيستند؟ مگر نه اينكه مراكز نيروي انتظامي در مناطق ومحله ها مسول مستقيم تامين امنيت وحفاظت از جان ومال و ناموس مردم هستند؟ آيا اگر اين مشكل خودش بود هم همين گونه برخورد مي كرد؟ مطمئنا تعداد افراد دلسوز و مسوليت پذير در اين نيرو كم نيست  اما چرا مي بايست افراد بي مسوليت با ندانم كاري هاي خودشان زحمات شبانه روزي يك چنين دستگاه عريض و طويلي را لوث كنند؟‌  من حتي به اين انديشيدم كه شايد هم به دليل وقوع جرم وجنايات زياد وخطرناك در جامعه ، اين نوع جرمها از نظر نيروي انتظامي اساسا جرم به حساب نمي آيد و ارزش پيگيري ندارد.!! شايد هم سارقين و بزه كاران با اطلاع از اين عملكرد نيروي انتظامي خيالشان از بابت خيلي چيز ها راحت است وبدون دغدغه اعمال مجرمانه خود را انجام مي دهند . در هر صورت ........تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!!!

نوشته شده توسط حمید عسگری در ساعت 13:8 | لینک  | 

مقام معظم رهبري سال 88 را سال اصلاح الگوي مصرف نام گذاري كردند . اين مساله ازچند زاويه قابل تامل و بررسي است .

    يکي اينكه درك درست از اين مطلب بسيار مهم است . يعني اينكه بدانيم اصلاح الگوي مصرف يعني چه و منظور مقام معظم رهبري از طرح اين مساله چه بوده است . ما معمولا تصوري از واقعيت را به جاي واقعيت مي نشانيم و از اصل قضيه دور مي شويم . اصلاح الگوي مصرف به تعبيري مصرف درست ، به اندازه وبه حد كفايت است كه بارها وبارها مطرح شده ولي متاسفانه كمتر به آن توجه شده است . بعضي از مسولين هم اصلاح الگوي مصرف را در كم مصرف كردن مي دانند، همانگونه كه در خبرها داشتيم ، قرار است براي واردات كمتر كالاها برنامه ريزي شود .

     ديگر اينكه با توجه به فرهنگ مصرفي ما ايرانيها كه عليرغم تمام سفارشات ديني در خصوص پرهيز از اسراف ، معمولا كمتر حد تعادل را رعايت مي كنيم ،نياز به فرهنگ سازي گسترده و زير بنايي بيش از پيش احساس مي شود . در اين كشور عادت كرده ايم كه هميشه بعد از اتفاقات رخ داده به فكر چاره باشيم و به تكاپو مي افتيم ، در حاليكه نياز است براي خيلي از مسايل ، از قبل برنامه ريزي ها و پيش بيني هاي لازم صورت گرفته باشد تا در موقع لزوم بتوانيم اقدامات درستي را انجام دهيم .

    در مورد اصلاح الگوي مصرف نيزاين  روند در حال تكرار شدن است . زيرا در خبرها مي شنويم ومي خوانيم كه اكثر سازمان ها ونهاد ها به تكاپو افتاده اند تا برنامه هايي راجع به اصلاح الگوي مصرف تدوين واعلان نمايند . ‌در حالي كه بايد دانست اولا مصرف بهينه بايد هميشه مورد توجه باشد ومختص يكي دو سال نباشد ،‌در ثاني تا فرهنگ هر كاري در جامعه رواج پيدا نكند، انجام آن با مشكلات زيادي همراه خواهد شد . نا گفته پيداست كه فرهنگ سازي وتغيير الگوي رفتاري كاري است زمان بر كه نياز به سالها فعاليت مستمر دارد.

    در كشوري مانند ژاپن از دوران ابتدايي در برنامه درسي دانش آموزان ، درس محيط زيست گنجانده شده است تا از همان اوايل ، ذهن بچه ها را نسبت به محيط زيست واهميت آن در زندگي حساس نمايند. در مقابل آن، در سيستم آموزشي كشور ما و در مقاطع مختلف تحصيلي چه آموزش هايي را در زمينه مسايل مهم زيستي ، جمع گرايي ، احترام به مقررات وحقوق شهروندان ، و ..... ارايه كرده ايم ؟ آيا اگر از دوران كودكي آنان را تحت آموزش هاي لازم  قرار دهيم سود آن مستقيما به جامعه بر نمي گردد ؟ همانطور كه گفته شد اين آموزش ها مي تواند در مورد مسايل مختلف اجتماعي ، بهداشتي ، صرفه جويي ، مصرف بهينه منابع انرژي ، زيست محيطي، ‌و ....... باشد تا از اين رهگذر، ‌منافع ملي كشور مورد حمايت قرار گيرد .

    ديگر اينكه لازم است بازنگري در الگوي مصرف ، ابتدا از سازمان هاي ذيربط و كليه نهاد هاي دولتي كه متولي اين امر هستند آغاز تا كم كم به صورت فراگير در سطح كشور به انجام برسد وما بتوانيم در سال هاي آتي شاهد نتايج پر بار آن باشيم .

    نكته آخر اينكه اميدوارم اين همه تكاپو موقتي وصرفا براي امسال كه به اين نام خوانده شده است، نباشد و ما شاهد اجراي برنامه هاي اصولي وبلند مدت در سال هاي بعد نيز باشيم ، تا از منابع موجود كه مقادير آن محدود است به صورتي استفاده كنيم تا علاوه بر اينكه نيازهاي امروز خود را مرتفع مي كنيم ، نسل هاي آينده هم مشكلي از اين بابت نداشته باشند.

نوشته شده توسط حمید عسگری در ساعت 11:12 | لینک  | 

 

    محمد مايلي كهن سرانجام پس از كش و قوس هاي فراوان، به عنوان سرمربي تيم فوتبال ايران انتخاب و معرفي شد. با اين نحوه انتخاب مربي ، براي چندمين بار به همه فهمانديم كه هم چنان ازتدوين يك برنامه بلند مدت و اصولي عاجزيم و راهي را كه گذشتگان رفته اند و ما جزو منتقدان آنها بوده ايم را مجددا درحال پيمودن هستيم . روال انتخاب مربي تيم ملي فوتبال نه فقط اتخاذ يك تصميم مقطعي وغير موثر در حوزه ورزش ، بلكه نشان دهنده سردرگمي مسولان مملكتي در شناسايي اهداف ، و در نتيجه تصميم گيري اصولي براي كليه برنامه هاي اجرايي است . در طي چند روز گذشته از داخل فدراسيون فوتبال انواع و اقسام خبرها را در باره كانديدا هاي مربي گري تيم ونحوه انتخاب آنها مي شنيديم . هريك از مسولان بدون هماهنگي با يكديگر خبرهاي ضد و نقيضي را بر زبان مي راندند . يكي صحبت از قريب الوقوع بودن عقد قرارداد با يك مربي خارجي مي كرد ، ديگري مربي داخلي وبا تجربه راتاييد مي كرد و يكي ديگر هم از انتخاب يك مربي جوان و آشنا به علم روز فوتبال خبر مي داد . جالب تر اين كه بعد از انتخاب سرمربي ، رييس فدراسيون فوتبال در جواب اين سوال كه آيا آقاي مايلي كهن فقط براي اين سه بازي مهم سرمربي تيم است يا خير،‌ميگويد كه : معلوم نيست!!! بايد ديد كه تيم فوتبال با اين آقا چه نتايجي كسب مي كند . پس مي بينيم كه نتيجه اين همه نظر خواهي از كارشناسان ، جلسات هم انديشي و بررسي ها در مورد اين مساله به زعم آقايان مهم وحساس، باز هم "نمي دا نم " و "حالا ببينيم چه مي شود " است . يعني هيچ برنامه مشخصي براي بعد از آن ( ناكامي احتمالي تيم ملي ) در دست نداريم . معضلي كه نه فقط درحيطه ورزش بلكه در تمام سطوح مديريتي كشور وجود دارد و باعث سردر گمي و روز مره گي افراد در انجام فعاليت ها شده است . نمونه بارز اين مساله هم  قضيه وزارت بازرگاني در خصوص تعيين حقوق كارگران در سال 88 ميباشد . پس از برگزاري جلسات مكرر وبررسي هاي بسيار، افزايش 25 درصدي حقوق كارگران تاييد و اعلام شد ، ولي پس از چند روز در يك چرخش عجيب توسط وزارت كار و در پي يك اقدام عجولانه با فراخواني مجدد نمايندگان كارگران و كارفرمايان ، به بهانه اعلام  كاهش نرخ تورم درسال آينده توسط بانك مركزي ، ‌افزايش حقوق كارگران از 25 درصد به 20 درصد كاهش پيدا كرد . در حالي كه بعيد به نظر مي رسد اگر عكس اين اتفاق رخ مي داد وبانك مركزي خبر از افزايش تورم مي داد ، حقوق كارگران بر اساس آن مجددا افزايش پيدا مي كرد . با نگاهي گذرا به عملكرد سازمان هاي مختلف به خوبي توجه به برنامه هاي مقطعي وكوتاه مدت ، نداشتن اهداف واستراتژي مشخص در تعيين الويت ها و خط مشي ها براي تدوين برنامه هاي بلند مدت، در آنها ملموس است . شايد بتوان ريشه اين مشكلات و معضلات را در تغييرات پياپي ، نقش كم رنگ ضابطه در تعيين مديران ، عدم آشنايي مديران با فعاليت هاي سازمان متبوع به دليل انتصابات اشتباه ، نداشتن تخصص واختيار كافي براي تصدي پست مربوطه و......جستجوكرد .     

نوشته شده توسط حمید عسگری در ساعت 16:46 | لینک  |